تبليغاتX
نجوم
نجوم
جمعه 1385/12/25


 

 

به نام خدا

برمودا

منطقه نا پديد شدن هواپيماها

پس از ناپديد شدن شش هواپبماي نيروي دريايي امريكا به همراه سرنشينانش در تاريخ 5 دسامبر 1945 منطقه مزبور برمودا نام گرفت .

5 فروند ، از هوا پيماهاي مزبور كه از قرار معلوم همه در يك زمان ناپديد گشتند ، قصد داشتند پروازي آرام و آموزشي به شكل يك مثلث انجام دهند . اين پرواز از يك پايگاه نظامي در « فورت لادردل » فلوريدا شروع مي شود وپس از پيمودن 160 مايل ، به طرف شرق ، 40 مايل به طرف شمال ،از طريق جنوب غربي به پايگاه مزبور ختم ميگشت .

منطقه نام برده ، پس از چند نام مختلف مانند :مثلث شيطان ،مثلث مرگ ،در ياي شوم و گورستان اقيانوس اطلس واسامي ديگر به مثلث برمودا معروف گشت .شايد علت اصلي انتخاب نام مزبور اين است كه رأس طرح پرواز مثلثي شكلي ه از « فورت لادردل » شروع مي گشت با ناحيه برمودا در يك خط مستقيم قرار مي گرفت وشايد علت دوم آن اين باشد كه ناحيه برمودا مرز شمالي ناپديد شدن هاي قبله و اخير كشتي ها و هوا پيما ها در شرايطي كاملاً غير عادي بوده است.

اما چه در گذشته وچه در حال هيچ حادثه اي قابل توجه تر از نا پديدشدن دسته جمعي اين گروه نبوده است ، كه به دنبال آن يك هواپيماي نجات غول پيكر نيز به نام « مارتين مارينر»(martin Mariner ( به همراه سيزده سر نشينانش در خلال عمليات نجات نا پديد گشت.

اين هواپيما ها توسط پنج خلبان نه دانشجوي خلباني هدايت مي شده ،كه از قرار معلوم يكي از دانشجو ها كه گمان مي رود به او الهام شده غايب بود امّا كس ديگري را به جاي او نگمارده بودند .

آيا واقعاً چنين مكان وجود دارد؟

آيا ناپديد شدن اين گروه فقط به برمودا ربط دارد؟

اساس كار اين مثلث چيست؟

 

مهم مهم

افرادي كه مايل به داشتن اطلاعات بيشتر هستند و يا داراي اطلاعات بيشتري هستند به من e-mail بزنيد (البته با نام خودتان)

e-mail من :amdambel@yahoo.com

 

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط : محمد امین
جمعه 1385/12/25
بیگ بنگ

بيگ بنگ يا مولتي بنگ؟

آيا امروز در شرايطي هستيم كه بتوانيم وجود جهان هاي موازي را توضيح دهيم؟

آيا مي توانيم از تردد بين جهان ها سخن بگوييم؟

امروزه مي توانيم با احتمال خوبي ازچگونگي بوجود آمدن جهان هاي موازي صحبت كنيم و شايد روزي بتوانيم در مورد چگونگي سفر از جهاني به جهاني ديگر بحث كنيم و براي اين سفر كه امروزه تخيلي به

نظر مي رسد، روشهاي عملي و فني دقيقي ارائه كنيم. اما قبل از ادامه ي كلام بر خود ملزم مي دانم از تمام دانشمندان و فيزيكدانان بزرگ تاريخ كه انسان را از خلق و خوي خرافي اساطيري به يك انسان واقع‌گرا رساندند و زندگي خود را صرف شناساندن طبيعت به انسان نمودند، قدرداني كنم.

 

طبيعي است كه روند تكامل دانش با پيگيري مداوم افرادي امكان پذير شد كه مشتاقانه در پي كشف رموز طبيعت بودند تا پرده ي جهل را از روي پيئه هاي فيزيكي كنار بزنند. در اين تلاش مداوم و طاقت فرسا، هر نگاه تازه اي به جهان از بصيرت گذشتگان ياري جست و بر دست آورد آنان

افزود. مكانيك نيوتني بر انديشه هاي گاليله و كپلر استوار گشت و فضا-زمان انيشتين، قاون جهاني گرانش نيوتن را تكامل بخشيد. كارهاي فاراده و ارستد و آمپر در معادلات الكترومغناطيس ماكسول به ثمر نشست و ابهامات تابش جسم سياه به مكانيك كوانتومي انجاميد. تلاش ها و تجارب قرن بيستم زمينه ي انديشيدن به يكسان سازي نيروها را فراهم كرد و انديشه ي ابر نيرو، فيزيكدانان را نسبت به لحظه ي آغاز جهان كنجكاو كرد.

امروزه پس از صدها سال تلاش به جايي رسيده ايم كه احساس مي كنيم به يك نظريه وحدت بخش بشدت نياز دازيم تا بتوانيم لحظه ي آغاز را توضيح دهيم. بر اساس چنين نيازي است كه در طول و بويژه اواخر قرن بيستم، نظريه هاي زيبا و پيچيده و تقريباً موفقي نظير لوپ كوانتوم تئوري و ابر ريسمانها ارائه شدند. همه ي اين نظريه ها در صددند تا لحظه ي آغاز انفجار بزرگ Big Bang و يكسان سازي نيروها Unification را توضيح دهند
.

اما نگرش شهودي و ساده ي نظريه سي. پي. اچ.


CPH Theory, Creation Particle Higgs


با مطرح كردن هم ارزي جرم، انرژي و نيرو، باب جديدي براي انديشيدن به فيزيك جهان مي گشايد. نظريه سي. پي. اچ. علاوه بر توجيه خميدگي فضا بر نظريه تورم مهر تاييد مي گذارد و با رياضيات بسيار ساده، ما را به درك شهودي از جهان و آنچه كه بيگ بنگ مي ناميم رهنمون مي‌سازد
.

در نظريه سي. پي. اچ، انفجار بزرگ (بيگ بنگ) بدين صورت بيان مي‌شود كه لحظه‌اي در يك سياه‌چاله مطلق، يك ميدان گرانش فوق العاده عظيم، تا آن حد چگالي گراويتون (1)
بالا مي‌رود كه ديگر فضايي

حتي حركت دوراني (اسپين) آن وجود ندارد و در نتيجه با يك عكس العمل قوي، سي. پي. اچ. ها با سرعت بسيار بالا از مركز ميدان گرانشي خارج مي شوند  

سپس در بيرون انفجار با يكديگر تركيب شده و بخشي از سرعت خطي، Vc آنها به اسپين تبديل مي‌شود و هنگامي كه چند CPH در كنار يكديگر قرار گيرند، فوتون بوجود مي‌آيد (شكل 2) كه نتيجه آن توليد امواج الكترومغناظيسي يعني انتقال انرژي است. در نهايت با تبديل اين انرژي به ماده و پاد ماده، ذرات بنيادي توليد مي شوند و هسته‌ها و اتم‌ها بوجود مي‌آيند .


دو باره به شكل 1 باز مي‌گرديم. همانطور كه در شكل مشخص شده چگالي موضوع باعث انحراف جهان از مختصات كروي مي‌شود. اما موضوع بحث درون آن حلقة بيضوي مي‌باشد. همانطور كه در شكل پيداست، پس از انفجار بزرگ كليه سي. پي. اچ. ها به سرعت از ميدان گرانش توليد شده

از خودشان خارج مي شوند. اما اتفاقي كه مي‌افتد تخليه كلي مركز گرانش از سي. پي. اچ. است كه منجر به از بين رفتن گرانش در نقطه‌اي از فضا مي‌شود كه اين موضوع با تعريف گرانش بوسيله نظريه سي. پي. اچ. كه گرانش جريان دائمي ميان اجرام مي‌باشد و در همه جا وجود دارد، كه منجر به ناتواني بشر در حذف نيروي گرانش و تأثير آن در آزمايش‌هاي عملي مي‌باشد، مغاير است. پس بايد تعدادي از سي. پي. اچ. ها به مركز گرانش باز گردند و ميدان گرانشي بوجود ‌آورند و موجب جذب اجرام بطرف يكديگر شوند.
در نظريه سي. پي. اچ.
بعد از انفجار بزرگ و شكل گيري اجرام و فروريزش ستارگان بر اثر گرانش، در نقطه اي از فضا مجدداً سياه

چاله‌اي جديد بوجود مي‌آيد و با ادامه در سقوط اجرام درون سياه چاله ي مذكور، چگالي سي. پي. اچ. ها افزايش يافته و دوباره يك سياه چاله مطلق شكل مي‌گيرد، كه هر چيزي را كه در حوزه گرانشي آن قرار داشته باشد مي‌بلعد. بدين ترتيب مجدداً چگالي سي. پي. اچ. ها در سياه چاله افزايش مي‌يابد و شرايط بحراني ايجاد مي گردد و انفجار بزرگ ديگري رخ مي‌دهد و جهان ديگري بوجود مي‌آيد.


حال اگر بدانيم در چه شرايطي و با چه چگالي از سي. پي. اچ. انفجار بزرگ رخ مي‌دهد مي‌توانيم لحظه تولد يك جهان جديد را تخمين بزنيم.
پس با توضيح فوق مي‌توانيم نتيجه‌ بگيريم كه هر جهان، انفجار بزرگ (Big Bang) مختص خود را دارد. حال اگر بپذيريم كه تعداد كل CPH هاي هستي ثابت است و هيچ CPH
از بين نمي‌رود و متولد نمي‌شود، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه انفجار بزرگ و تولد جهان‌ها تا بي نهايت

نمي‌تواند ادامه پيدا كند چرا كه در لحظه‌اي چگالي باقي مانده در مركز هستي به حد انفجار بزرگ نمي‌رسد و ديگر جهاني متولد نمي‌شود.
حال اگر به مطالب فوق نگاهي دوباره بيندازيم، متوجه مي‌شويم كه لحظه مشترك هر جهان، لحظة وجود يك سياه چاله مطلق آماده انفجار است. پس مي‌توان با بررسي سياه چاله‌ها راهي به جهان ديگر كه قبل يا بعد از جهان خودمان متولد شده پيدا كنيم


حال سؤالي كه ما را به نظريه سياه چاله‌ها (سياه چاله‌اي در سياه چاله ديگر) رهنمون ساخته اين است كه آيا ما در يك سياه چاله قرار داريم؟



براي پاسخ به اين سؤال به نظريه تورم نگاهي مي‌اندازيم و نيز اينكه جهان ما با شتاب زيادي در حال انبساط است. تنها جرياني از گرانش ضعيف ميان ما اجرام بر قرار است. ديگر اينكه شعاع دوران رو به

افزايش است، پس در ميدان گرانش جذبي يك سياه چاله قرار نداريم.


هدف از بيان اين بحث اين است كه به اين نتيجه برسيم كه دليل انبساط جهان علاوه بر حركت دوراني و خطي اجرام درون جهان و خميدگي فضا ـ زمان، جهان ما به دليل وجود جهان هاي ديگر مجبور به انبساط است و شايد آن انرژي را كه ما انرژي تاريك مي‌ناميم، امواج الكترومغناطيسي متولد شده از يك انفجار جديد باشد كه باعث اين انبساط مي‌شوند.


بدليل وجود نيروي گرانشي ميان جهاني با جهان ديگر مي‌توان سياه چاله‌ها را مركز نيروي گرانشي و دروازه ورود و خروج از جهاني به جهان دگر فرض كرد.


در پايان به عقيدة نگارنده، اين هستي ناشي از يك انفجار بزرگ نمي‌باشد بلكه هر جهاني در اين هستي متولد يك انفجار است، و هر جهاني با توجه به سرعت خطي خاص خود كه ناشي از زمان تولد آن نسبت به ديگر جهانها است زمان خاص خود را خواهد داشت و با چنين فرضي مي توان زمان خاص هر جهاني را و در نتيجه شتاب تورم خاص آن را بدست آورد و بدنبال نقاط مشترك آن با جهان خود باشيم تا بتوان از جهاني به جهاني ديگر رفت.

. 1 - Graviton
،با اپسين
CPH

توضيح سي. پي. اچ


ضمن تشكر از دوست عزيز آقاي علي قيصري كه براي مطالعه نظريه سي. پي. اچ. و نوشتن اين مطلب وقت گذاشتند لازم مي دانم متذكر شوم كه گريز سي. پي. اچ. ها هنگام انفجار در تمام جهات صورت مي گيرد.

بنابراين تعدادي از سي. پي. اچ. هاي لايه ي كناري سياه چاله ي مطلق بطرف مركز جهت خواهند گرفت. موفقيت روز افزون ايشان را در كسب اشاعه دانش آرزومندم.

نكته ي ديگر اينكه زماني مي توانيم از مركز هستي سخن بگوييم كه جهان هستي محدود و ابعاد و مرزهاي آن براي ما شناخته شده باشد. اما همچنانكه نويسنده اظهار داشته جهان هاي موازي بسياري وجود دارد كه ما از تعداد آنها بي اطلاع هستيم. بنابراين در اين هستي كه ابعادش نامتناهي است، نمي توان از مركز هستي سخن گفت.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط : محمد امین
جمعه 1385/12/25


 

ابر رسانا ها

اگردماي فلزات مختلف را تا دماي معيني(دماي بحراني) پايين اوريم پديده شگرفي در انها اتفاق مي افتد كه طي ان به ناگهان مقاومتشان را در برابرعبور جريان برق تا حد صفراز دست خواهند داد .وتبديل به ابررسانا خواهند شد.

(
البته موادي مانند نقره نيز هستند كه مقاومت ويژه شان حتي در دماي صفر درجه كلوين نيز صفر نمي شود).هرچند در اين دما ميتوان بسياري از مواد را ابر رسانا نمود محققا ن براي رسيدن به چنين دمايي مجبورند از هليم مايع ويا هيدرژن استفاده كنند كه بسيار گرانند
.

امروزه ابر رسانايي را در موادي ايجاد مي كنند كه دماي بحرانيشان زيادتر از 77 درجه كلوين است كه براي رسيدن به چنين دمايي از ازت مايع استفاده مي كنند كه نقطه جوشش 77 درجه كلوين است
.

تاريخجه ابررسانا يي


ابررسانايي براي اولين باردر سال 1911 توسط هايك كامرلينگ اونس(1926-1853)مطرح گرديد. وي دماي يك ميله منجمد جيوه اي را تا دماي نقطه جوش هليم مايع(4.2 درجه كلوين )پايين اوردد و مشاهده نمود كه مقاومت ان ناگهان به صفر رسيد. سپس يك حلقه سربي را در دماي 7 درجه كلوين ابررسانا نمود و قوانين فارادي را بر روي ان ازمايش كردومشاهده نمود وقتي با تغيير شار در حلفه جريان القايي توليد شود.

حلقه سربي برعكس رسانا هاي ديگر رفتارمي نمايديعني پس از قطع ميدان تا ماداميكه در حالت ابر رسانايي قرار داردجريان اكتريكي را حفظ مي كند. به عبارتي اگريك سيم ابررسانا داشته باشيم پس از بوجود امدن جريان الكتريكي دران بدون مولد الكتريكي ( مثل باطري يا برق شهر )نيز مي تواند حامل جريان باشد
.

اگر در همين حالت ميدان مغناطيس قوي در مجاورت سيم ابررسانا قرار دهيم ويا دماي سيم را با لاتر از دماي بحراني ببريم جريان در ان بسرعت صفر خواهد شد چون دراين حالتها سيم را از حالت ابررسانايي خارج كرده ايم
.

اقاي اونس با همين كشف جايزه نوبل فيزيك در سال 1913 را از ان خود نمود.در عكس بالا اونس و همسرش نشسته و دوستان دانشمند مانند البرت انيشتين در پشت سر وي قرار دارند
.

اثرمايسنر

سپس در سال 1933 Meissner وOschsenfeld مطابق شكل نشان دادند كه وقتي ماده مورد ازمايش قبل از ابررسانا شدن در ميدان مغناطيسي باشد شار از ان عبور ميكند ولي وقتي در جضور ميدان به دماي بحراني برسدو ابررسانا گردد ديگر هيچگونه شار مغناطيسي از ان عبور نمي كند تبديل به يك ديامغناطيس كامل مي شود كه شدت ميدان درون ان صفر خواهد بود



فيزيكدانان مختلف همواره سعي كرده بودند به موادي دست پيدا كنند كه اولا دردماي پايين ابرسانا شوند و ثانيا براي فرايند سرمايش بجاي هليم پر هزينه از نيتروژن مايع استفاده شود.تا بدن ترتيب بتوانند كابلهاي مناسب براي حمل و انتقال برق ويا موتور الكتريكي بسازند.



در اين شكل يك مغناطيس استوانه اي روي يك قطعه ابررسانا كه توسط نيتروژن خنك شده شناور است زيرا ابررسانا طبق خاصيت يعني اثر مايسنر مي توانند خطوط ميدان مغناطيس را به خارج پرتاب كنند دارد.و همانطور كه ميبينم قرص مغناطيسي را شناور نگه دارندو بدن ترتيب يك موتور چرخان ساخته ميشود.

بلاخره در سال 1986 دو فيزيكدان سويسي به نامهاي George bednorz-Alex Muller از آزمايشگاه زوريخ توانستند ابرسانايي ازجنس سراميك اكسيد مس در دماي بالا 60 درجه كلوين بسازند كه براي فرايند سرمايش از نيتروژن مايع استفاده ميشد كه بسيار كم هزينه بود. بدين ترتيب دو گام مهم براي ساخت كابلهاي ابررسانايي برداشته شد و لي سراميك اكسيد مس براي ساخت كابل شكننده بود بنابراين تلاشهاي ديگري آغاز شد.كه تا به امروز هم ادامه دارد دانشجويان و دانشمندان ايراني هم در اين عرصه بسيار فعال هستند
.

طبق گزارش ايرنا سعيد سلطانيان به همراه يك گروه علمي در دانشگاه ولو نگوگ ايالت نيو ساوت ولز استراليا به سرپرستي پروفسور دو ابررسانايي ساختند كه بالاترين ركورد را در ميان ابررسانا دارد اين ابررسانا به شكل سيم يا نوار ي از جنس دي بريد منيزيم با پوششي از آهن است كه شكل ميكروسكوپي آن در پايين نشان داده شده است.



كاربردهاي مختلف ابررساناها

از ابررسانايي ميتوان در ساخت آهن رباهاي ويژه طييف سنجهاي رزونانس مغناطيسي هسته و عكسبرداري تشديد مغناطيسي هسته و تشخيص طبي استفاده نمود و همچنين چون با حجم كم جريانهاي بسيار بالا را حمل مي كنند مي توان از آنها در ساخت موتورهاي الكتريكي (ژنراتورها- كابلها) استفاده نمود كه حجمشان 4 تا 6 برابر كوچكتر از موتورهاي فضاپيماي امروزي هستند.

ميتوان از آهن رباهاي ابررسانا در ساختمان ژيروسكوپ براي هدايت فضا پيما استفاده نمود
.

مي توان از نيم رسانا ها در ساخت قطارهاي شناور استفاده نمودمانند قطار سريع السير ژاپني ها كه در سال 2000 ميلادي ساخته شد وبا با سرعت 581 km/h حركت مي كرد در اين بجاي قطار بجاي استفاده از چرخ از ميدان مغناطيسي استفاده شده است.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط : محمد امین

RSS





Powered by WebGozar